الملا فتح الله الكاشاني
281
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
همچنانكه در شب سير ميكنند و رياضت بيخوابى ميكشند تا به منزل مراد ميرسند عارف نيز هرگاه در طريق رياضت سلوك مينمايد و بر خار محنت كه در آن راه سانح ميگردد صبر مينمايد تا بمنازل و مقاصد ميرسد و در روايت آمده كه رقعهء جامهء او كاهى از ليف خرما بود و از محمد بن قيس منقولست كه امام محمد باقر عليه السلام فرمود به خدا سوگند كه امير المؤمنين عليه السلام مانند بندگان درم خريده طعام مىخورد و در مجلس مينشست و خود ببازار ميرفت و دو جامه ميخريد و بهتر آن را بغلام خود ميداد و دون آن را خود اختيار ميكرد و اگر آستين جامهء او دراز ميبود يا جامهء او از قد او درميگذشت قطع آن ميكرد و مدت شش سال حاكم بود و در اين مدت خشت را بر بالاى خشت و آجرى را بر بالاى آجر نمىنهاد و اصلا از زر سرخ و سفيد بميراث نگذاشت و نان گندم و گوشت بخورد مردم ميداد و خود بقرص جو و روغن زيت و سركه بسر ميبرد و مرويست كه اكثر نان خورش او زيت بود و يا سركه و اگر از آن ترقى مينمود از شير تناول ميفرمود و ميگفت « لا تجعلوا بطونكم قراير الحيوان » شكمهاى خود را گورستان حيوان مسازيد و هيچ دو كاريكه مرضى الهى بود بر او سانح نميشد مگر آنكه اشق آن براى نفس خود اختيار ميكرد و بكسب دست و عرق جبين هزار بنده خريد و از براى رضاى الهى آزاد كرد و طاعت او فوق طاعت مردمان بود و در شب هزار ركعت نماز ميگذارد و اكثر روزه بود و در روايت آمده كه آنحضرت از هيچ طعامى هرگز سير نخوردى عبد اللّه بن رافع گويد روزى نزد آنحضرت رفتم انبانى نزد آن نهاده بود سر او مهر كرده پس مهر را بگشود و در آن نان خشك بود از جو كه آن را خورد كرده بودند آنكه كفى از آن تناول فرمود من نيز در خوردن مشاركت نمودم پس آن را مهر كرد و بخادم سپرد پس گفتم يا امير المؤمنين مهر كردن سبب چيست فرمود خوف آن دارم كه حسن و حسين به جهت شفقت و مرحمت كه به من دارند روغن زيت به آن ممزوج سازند و من آن را بخورم نفس من از فرمان من بيرون رود و با وجود اين قوهء طاعت آن بر وجهى بود كه على بن الحسين عليه السلام پانزده سال بوضوى نماز شام نماز صبح را ادا فرمود و پيشانى او از كثرت سجود بر وجهى رسيده بود كه هفتاد پوست گذاشت و او را به جهت اين ذو الثفنات خواندندى و به جهت بسيارى طاعت و رياضت بحيثيتى ضعيف شده بود كه اگر بر پاى ميخاست مانند خوشهء كه باد او را متحرك سازد ميلرزيد و با وجود اين حال ميگفت كه « هيهات هيهات اين طاعتى و طاعة على » چه دور است طاعت من و طاعت على و در خبر آمده كه چون امير المؤمنين عليه السلام شهيد شد معاويه عليه اللعنه ميخواست كه ابو اسود دئلى كه از جمله مواليان آن حضرت بود استمالت نموده از مودت آن برگرداند پس هميشه هديه وصله به او ميفرستاد روزى انواع